- پژوهشگر: همایون عبدالرحیمی
- تعداد صفحات: ۵۵۲ (با تصویر)
- ترتیب انتشار: چاپ اول | ۱۴۰۰
- ناشر: انتشارات جاویدان با همکاری انتشارات بدرقه جاویدان
درباره کتاب
کتاب «ظهیرالدوله، ستارگان دربند» نوشته همایون عبدالرحیمی، اثری پژوهشی و فرهنگی است که به معرفی و بررسی یکی از مهمترین و منحصربهفردترین گورستانهای تاریخی تهران میپردازد. این کتاب با نگاهی جامع به ابعاد تاریخی، هنری، اجتماعی و گردشگری، آرامستان ظهیرالدوله را نه صرفاً یک قبرستان، بلکه به عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایران و محل آرمیدن بسیاری از مشاهیر معاصر هنر، ادب، سیاست و موسیقی معرفی میکند.
نویسنده در پیشگفتار کتاب، با استناد به نظریههای مرتبط با گردشگری آرامستان، این فضاها را به عنوان جاذبههای فرهنگی – تاریخی ارزشمند مطرح کرده و با ذکر نمونههای جهانی مانند گورستان پرلاشز در پاریس، نشان میدهد که چگونه یک آرامستان میتواند به مقصدی برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود و روایتی از پیوند مرگ و زندگی، هنر و تاریخ، و یاد و هویت را به نمایش بگذارد. او بر این باور است که در ایران نیز با وجود پیشینه غنی تمدنی، آرامستانهای تاریخی همچون تخت فولاد، ابن بابویه، ظهیرالدوله و… ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به قطبهای فرهنگی و گردشگری دارند، اما متأسفانه بسیاری از این گنجینهها رو به فراموشی و ویرانی نهادهاند.
کتاب از دو بخش اصلی تشکیل شده است: نخست، پیشگفتاری مبسوط که مبانی نظری، اهمیت گردشگری آرامستان، و جایگاه ظهیرالدوله را در میان گورستانهای تاریخی تهران مانند ابن بابویه، امامزاده عبدالله، باغ طوطی و دولاب تبیین میکند و با توصیف فضای فیزیکی آرامستان، معماری، سنگ قبرها و نشانههای نمادین مانند تبرزین و کشکول، به ارتباط آن با انجمن اخوت و شخصیت صفاعلی ظهیرالدوله میپردازد.
بخش دوم، فهرست الفبایی تفصیلی از ۶۶۰ تن از مدفونان این آرامستان است. فهرستی که دربرگیرنده چهرههای شاخصی چون فروغ فرخزاد، درویش خان، ابوالحسن صبا، حسن تقیزاده، داریوش رفیعی، رهی معیری، و بسیاری دیگر از خاندانهای سرشناس سیاسی، نظامی، هنری و ادبی است.
نویسنده با هدف شناساندن هویت تاریخی و فرهنگی این مکان و با تکیه بر پژوهشهای میدانی، کتابخانهای و ارتباط با خانواده درگذشتگان و مراکز اسناد معتبری چون مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، روزنامه اطلاعات، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، وزارت امور خارجه، سازمان میراث فرهنگی و کتابخانه حوزه هنری، کوشیده است تا تصویری کامل و مستند از این آرامستان منحصربه فرد ارائه دهد. او همچنین به نبود منابع کافی در این زمینه اشاره کرده و این اثر را گامی برای پر کردن خلأ پژوهشی موجود و زنده نگهداشتن یاد مفاخر خفته در این خاک برای نسلهای آینده میداند.
کتاب با بیان اینکه ظهیرالدوله «چهارسوق هنر و علم و ادب و سیاست» است و هر سنگ قبر آن مانند کتابی از تاریخ چند هزارساله ایران روایتگر داستانی است، بر ضرورت حفاظت و احیای این اثر تاریخی تأکید کرده و ابراز امیدواری میکند که این تلاش کوچک، سهمی در شناساندن نامداران این آرامستان به علاقه مندان و پژوهشگران داشته باشد. این اثر برای پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، هنر، معماری، جامعهشناسی و گردشگری، همچنین علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، راهنمایان گردشگری و فعالان حوزه میراث فرهنگی، و نیز بازدیدکنندگانی که به دنبال شناخت پیشینه مدفونان ظهیرالدوله هستند، منبعی ارزشمند و کاربردی محسوب میشود و مخاطب را با تصویری روشن از ارزشها، آسیبها و ظرفیتهای نهفته در این گورستان تاریخی آشنا میسازد.
پیشگفتار
بسیاری از عناصر و پدیدههایی که در یک فرهنگ وجود دارند، قابلیت تبدیل شدن به جاذبه گردشگری را دارا هستند. جهانبینی، نگرش، سلایق و علاقهمندیهای درحال تغییر انسانها، گردشگری را به کشف فضاهای جدید هدایت میکند. در گردشگری معاصر، مرگ به عنوان یک دارایی فرهنگی در نظر گرفته میشود. از این رو آراستانهای تاریخی، به عنوان بخشی از هویت تاریخی و ملی هر جامعه، یکی از عناصری است که میتواند در فهرست جاذبههای گردشگری در یک مقصد مورد توجه قرار گیرد.
در متون و نظریات مرتبط با صنعت توریسم، گردشگری آراستان به خاطر داشتن ابعاد گوناگون تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و… انواع گوناگونی از گردشگری را در بر میگیرد. برخی از نظریهپردازان آن را از مصادیق گردشگری سیاه میدانند. در برخی از متون از آن به گردشگری حزن و اندوه نام برده شدهاست. گروهی آن را معادل گردشگری شجرهنامه یا ارث میدانند و برخی نیز آن را گونهای از گردشگری فرهنگی یا میراث فرهنگی محسوب میکنند. همه این دستهبندیها نشان دهنده ابعاد گوناگون و ظرفیتهای نهفته گردشگری آراستان است. شاید به نظر بیاید که تمرکز گردشگری آراستان بر روی مرگ است اما بالعکس تمرکز آن بر روی زندگی است؛ چگونه زندگی کردن مردگان دلیل زنده نگه داشتن یاد آنها میشود. برای هر فردی که در آراستان قدم میگذارد، توجه به نشانهها و نمادهای این فضا مانند: مکانی برای یافتن ریشهها، آشنایی با مشاهیر مدفون در آن، قدمت و فضای تاریخی، توجه به مرگ و زندگی (جهان بینی)، فضای آراستان و سبکهای متنوع معماری آرامگاهها، تزیینات به کار رفته برای آراستن مقابر (هنر فرسک و مجسمهسازی)، متن یا سرودهای که بر روی آن نقش بسته (ادبیات)، بستر مطالعات تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و هنری، میتواند انگیزه و عاملی برای حضور در این فضا باشد.
در گذشته آراستانها را اغلب در بیرون از حضارشهر و نزدیک دروازهها و در کنار راهها میساختند ولی با گسترش شهرها، این آراستانهای قدیمی از یک محیط پیرامونی به یکی از فضاهای درون شهری تبدیل شده است و به دلیل تدفین محدود یا توقف تدفین در آن، به طور کلی متروکه و به حال خود رها شدهاست. در زمان حاضر برای چنین فضاهایی میتوان قابلیتهای فراوانی را از جنبههای فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفت. کنوانسیون منظر اروپا، مناظر فرهنگی- تاریخی مانند آراستانها را اساسیترین و متنوعترین بخش میراث فرهنگی دانسته و بیان میکند که به منظور حفاظت از مناظر فرهنگی و تاریخی، توجه به بستر و ارتباطات محیطی، طبیعی و انسانی این مناظر امری ضروری است (ممتازپور، ۱۳۹۰.۹).
با بررسی نقشههای گردشگری شهرهای مختلف جهان، در کنار جاذبههایی چون گالریها، کاخها و موزهها به قبرستان نیز برخورد میکنیم. برای مثال در نقشه گردشگری شهر پاریس در کنار مکانهایی چون برج ایفل، موزه لوور، کلیسای نوتردام و دهها موزه و محلهای دیدنی، قبرستان پرلاشز مشخص شده است؛ مکانی که سالانه بیش از سه و نیم میلیون نفر توریست از آن بازدید میکنند. مسلما چیزی باعث میشود که گردشگران این محل را برای دیدن انتخاب کنند، سنگ قبرها، مجسمهها و مقابر متنوعی است که در این قبرستان وجود دارد اما مهمتر از آنها، افرادی هستند که در آنجا ارمیدهاند؛ از کشورهای مختلف با ملیتها و دینهای مختلف. افرادی که در تاریخ تأثیرگذار بودهاند و یا آثاری را خلق کردهاند که تا امروز مانده است و هرگز از بین نخواهد رفت و ملاقات با درگذشتگان، حس و انگیزه مشترک بین انسانهایی است که به این قبرستان میآیند.
اکثر متون مرتبط با صنعت توریسم، آغاز گردشگری آرامستان را در اوایل قرن نوزدهم میلادی و از آرامستان پرلاشز فرانسه میدانند. این آرامستان در صنعت توریسم جایگاهی مهم دارد و بسیاری از جهانگردان را از دورترین نقاط دنیا به منظور بازدید از آرامگاه مشاهیر و بزرگان به پرلاشز میکشاند. از کشور ما نیز چندین شخصیت ادبی و فرهنگی چون صادق هدایت (نویسنده)، غلامحسین ساعدی (نویسنده)، بانو منیر وکیلی (خواننده اپرا)، عیسی بهادری (نقاش و طراح) و رضا دانشور (نمایشنامهنویس) در این گورستان خفتهاند و همین امر موجب شده تا بسیاری از ایرانیهایی که عازم فرانسه میشوند، از این گورستان دیدن کنند.
پرلاشز نامش را از «پدر فرانسیس دلاشز» (Père François de la Chaise) کشیش معروف دوران لویی چهاردهم گرفته است. لاشز در ساختمان بازسازی شده انجمن عیسی واقع در مکان فعلی قبرستان زندگی میکرد و یکی از کاتولیکهای فرقه انجمن عیسی بود که اعضای آن خود را سربازان دین و سپاه عیسی مسیح میدانستند. پدر فرانسیس لاشز کشیشی بود که شنونده اعترافات پادشاه بزرگ فرانسه لویی چهاردهم بود و از این جهت پدر لاشز نامی شناخته شده برای مردمان آن دوران شد. از آنجا که به پدر در زبان فرانسوی «پر» گفته میشود، پرلاشز همان پدرلاشز معروف است.
زمینهای پرلاشز در سال ۱۸۰۴ در دوران امپراطوری ناپلئون توسط شهرداری خریداری شد و سپس در همین مکان، قبرستان تأسیس گردید. ناپلئون این حق را برای تمامی افراد به رسمیت شناخته بود که هر کس فارغ از اعتقادش حق دارد تا به شکلی مناسب و در جایی مناسب دفن شود. جایی که پرلاشز قرار داشت، در آن دوران خارج از شهر پاریس بود و افراد بسیار اندکی تمایل داشتند در چنین جایی دفن شوند. به ویژه آنکه این مکان توسط کلیسا تقدیس نشده بود و مسیحیان معتقد تمایل نداشتند قبرشان در چنین جایی باشد. برای همین در سال تأسیس، تنها ۱۳ قبر در آن وجود داشت.
در سال ۱۸۱۷ بقایای اجساد عشاق معروف «هلوئیز» و «آبلارد» به این قبرستان منتقل شد و این کار، موجب رونق پرلاشز شد و کار تا جایی پیش رفت که تعداد قبرها در پرلاشز تا سال ۱۸۳۰ به ۳۳۰۰۰ قبر رسید. تدفین در پرلاشز با استقبال بسیاری مواجه شد، تا جایی که این قبرستان تا سال ۱۸۵۰ پنج نوبت توسعه یافت و گستردهتر شد. در حال حاضر بیش از یک میلیون بدن مدفون در این قبرستان وجود دارد که با در نظر گرفتن بقایای خاکستر اجساد سوزانده شده، تعداد مقابر موجود بسیار بیش از این رقم است.
معروفیت امروز پرلاشز و تبدیل شدنش به یک جاذبه گردشگری دو علت مهم دارد:
– مشاهیر مدفون: چهرههای سرشناس فرانسوی و بینالمللی مدفون در پرلاشز
– مقبرههای مشهور: سنگ قبرها و پناهای آرامگاهی جذاب که فارغ از معروفیت افراد دفن شده، خود یک اثر هنری و دیدنی است.
قبرهای متعددی نیز وجود دارد که دو ویژگی بالا را همزمان داراست؛ یعنی قبرهای مشهوری که افراد سرشناس در آنها دفن شدهاند.
پرلاشز، مانند شهر وسیع و پرجمعیتی است که خیابانها و کوچه و پسکوچههای بسیاری دارد و مقبرهها، عمارتهای زیبای این شهر است که ساکنینشان در آنها به خواب ابدی فرو رفتهاند. از عمر این شهر حدود دویست سال میگذرد و سنگ بنای این شهر با اولین سنگ قبر که از آن دخترکی خردسال بود، گذاشته شده و پس از آن عمارتهای پرلاشز یکی پس از دیگری در کنار هم ساخته شدهاند. بسیاری از متمولین و چهرههای سرشناس، پیش از مرگ خود، زمینی در این شهر خریداری میکنند تا خانهی ابدی خود را در آن بنا نهدند. بسیاری از این افراد حتی برای طراحی سنگ قبر خود از معمار یا مجسمهساز مشهوری کمک میگیرند.
در پرلاشز هر قبر دارای هویت منحصر به خود است و طرح و شکلی مختص به خود دارد. این تنوع، از پرلاشز موزهای در فضای باز ساخته که خلاقیت و هنر در همه جای آن مشهود است. هرکس به فراخور شخصیتش مقبرهای خاص و گاه بنای یادبودی بر مزارش دارد. یکی بر سنگ قبر خود آرمیده، دیگری دستها را از هم گشوده و انگار لب به سخن باز کرده است، بر مزار یکی، فرزندانش میگریند و بر دیگری حوریان بهشتی و ملائک حضور دارند. بر یکی خواهران روحانی و قدیسان دعا میخوانند و بر سنگ مزار افسر جانباختهای، دخترکی چشمانتظار، نامهای مینویسد.
پرلاشز نمادی از گوناگونی و تنوع فکری و اعتقادی است. مسیحی کاتولیک و ارتودوکس و پروتستان، یهودی و مسلمان و بودایی و لاتیک و شدیدین و… همه و همه در نهایت صلح و آرامش کنار هم خفتهاند و گردشگران بسیاری گروه گروه از هر سن و نژاد و ملیتی؛ به این قبرستان قدم میگذارند و به دیدار مشاهیر خفته در این خاک میآیند.
ایران با پیشینه تاریخی و تمدن غنی خود، میراث ارزشمندی از فرهنگ و هنر و آداب و سنن این سرزمین، به یادگار گذاشته است که جلوههای آن را نه تنها در ادبیات، آثار هنری، ابنیه تاریخی و… میتوان مشاهده کرد بلکه آرمانستانهای تاریخی نیز به عنوان مظهر بیبدیل فرهنگ و تاریخ ایران بسیار درخور توجه است. در اقصی نقاط ایران، آرمانگاههای باستانی و آرمانستانهای تاریخی بسیاری وجود دارند که هم به دلیل وجود مشاهیر و هم هنر به کار رفته در تزیین بنا و آرمانگاه، بسیار ارزشمند هستند. نقش رستم در فارس، تخت فولاد در اصفهان، دارالسلام در شیراز، وادیالسلام در قم، سپیدچاه در مازندران، قبرستان شیر سنگی در لرستان و… از این دست هستند. تزیینات به کار رفته در این آرمانستانها به دلیل برخورداری از فرهنگ و اعتقادات و آداب و رسوم اقوام مختلف و تفاوت دورههای تاریخی، تنوع و تفاوتهای فراوانی را ایجاد کرده و این آرمانستانها را از هم متمایز ساخته و بسیار قابل توجه کرده است. هر کدام از این آرمانستانها به تنهایی میتواند منبعی جامع و دست اول برای محققان و علاقهمندان و همچنین به عنوان جاذبه گردشگری برای گردشگران داخلی و خارجی مطرح شود و مورد توجه قرار گیرد.
مقدمه
گورستانها بخشی از هویت هر ملت محسوب میشوند و نشانهها و یادگارهای تاریخ یک سرزمین از گذشتههای دور تا به امروز را در خود دارند. آرامگاه بزرگان یک کشور و حتی افرادی از ملیتهای دیگر که بنابر اشتیاق و علایق خود در خاک آن سرزمین خفتهاند، جزء میراث فرهنگی آن کشور است. بنابراین هرگز نمیتوانیم سهم آنها را در ایجاد زیرساختهای فرهنگی‑اجتماعی جامعه نادیده بگیریم و منکر نقش سازنده این قبیل درگذشتگان در تمام ابعاد زندگی انسان امروز شویم. بسیاری از گورستانهای تاریخی در سراسر ایران، مدفن انسانهایی است که روزگاری در تاریخ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی این مرز و بوم نقش بسزایی داشتهاند. زیارت قبور بزرگان و توجه و مطالعه آثار و زندگی آنها، حیات بعد از مرگ انسان را معنی و تداوم میبخشد و نام و نشان آنها را برای همیشه زنده نگاه میدارد.
زایش و مرگ یکی از اساسیترین اندیشههای فلسفی ایرانیان بوده است؛ زیارت قبور در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژهای دارد و از دوران باستان تا همیشه یاد کردن از نیاکان ارج نهاده شده است. در اسلام نیز بر گرامیداشت درگذشتگان تا حد احترام به زندگان تأکید شده است و این بزرگداشت به نوعی شخصیت و ارجمندی اموات را برای زندگان بازگو میکند.
ایران با وسعت و قدمت کمنظیر، نمونههای بسیاری از این آرامستانها را در خود جای داده است که میتوانند به عنوان جاذبه گردشگری مطرح شوند. معرفی قابلیتهای عظیم کشور در حوزه گردشگری از دو جهت حائز اهمیت است؛ یکی رونق گردشگری داخلی طی چند سال اخیر و دوم افزایش ورود گردشگران بینالمللی. متأسفانه امروزه بسیاری از آرامگاههای پرارزش رو به ویرانی است و بسیاری هم با تغییرات زمان و گسترش فضاهای شهری از صورت آرامگاه درآمده و تبدیل به خیابانی یا بازارچهای شده است و اکنون زیر بار سنگین خوراها آهن و بتن دفن گردیده و درگذشتگان برای همیشه به فراموشی سپرده شدهاند.
تهران از مهمترین شهرهای دیدنی کشور با جاذبههای فراوان تاریخی، طبیعی و فرهنگی مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده است. موزههای بسیاری چون: موزه ملی ایران، موزه موسیقی، موزه سینما، موزه نظامی، موزه سکه، موزه آبگینه و شیشه، موزه نقاشی پشت شیشه، موزه پست، موزه مردمشناسی، موزه تاریخ پزشکی و تاریخ طبیعی و دهها موزه دیگر و یا کاخموزههای: گلستان، نیاوران، سعدآباد با موزههای زیرمجموعه خود و یا صدها خانهی تاریخی و بناهای مختلف که به ثبت ملی رسیده و یا محلات قدیمی شامل بازار، حمامهای تاریخی، مساجد، امامزادهها و سقاخانهها با تزئینات کاشیکاری و گچبریهای منحصر به فرد، همیشه برای گردشگران جذاب و تماشایی بوده است. در نقشههای گردشگری تهران میتوان در مناطق مختلف شهر، جاذبههایی تاریخی، فرهنگی و طبیعی را برای دیدن و تفرج انتخاب کرد؛ موزهها، دریاچه خلیج فارس، باغ پرندگان و مجموعه تلهکابین از آن جملهاند.
تهران قبرستانهای زیادی دارد که افراد نامداری در آنها دفن شدهاند. قبرستانهای: ابنبابویه (محل دفن شیخ صدوق، حسین فاطمی، غلامرضا نختی، علیاکبر دهخدا، رحیم مؤذنزاده اردبیلی، محمدعلی فروغی، رکنالدین مختاری، رجبعلی خیاط، اشرفالملوک فخرالدوله، حیدر رقابی، میرزاده عشقی و…)، قبرستان امامزاده عبدالله (محل دفن حسین قوللرآغاسی، محسن مقدم، علیرضا افضلیپور، وحید دستگردی، عبدالحسین تیمورتاش، مهدی بامداد، عباس مهرپویا و…)، قبرستان باغ طوطی (محل دفن ستارخان، علی رزمآرا، مصطفی عدل، عبدالله مستوفی، عبدالحسین فرمانفرما، بدیعالزمان فروزانفر و…)، قبرستان ظهیرالدوله (محل دفن درویشخان، ابوالحسن صبا، داریوش رفیعی، فروغ فرخزاد، حسن تقیزاده و…)، قبرستان دوالب (محل دفن آلفرد ژان باتیست لومر – موسیقیدان نظامی فرانسوی در زمان ناصرالدین شاه، نیکلای مارکوف معمار روستبار، کنت دومونت فرت اولین رئیس پلیس ایران، آنتوان سوروگین عکاس گرجیتبار عصر قاجار، …) و یا در جوار امامزادههای دیگر در نقاط مختلف تهران مثل امامزاده قاضی صابر در ده ونک (محل دفن خاندان مستوفیالملک در مقبره خانوادگی) و امامزاده سید اسماعیل و امامزاده یحیی و… افرادی به خاک سپرده شدهاند. هرکدام از این قبرستانها مانند پازلی از تاریخ این کشور هستند و هر سنگ قبر چون کتابی است از تاریخ چندهزارساله این شهر و این کشور و در مجموع این تکههای پازل، هویت فرهنگی یک ملت را میسازند.
آرامستان ظهیرالدوله یکی از همین تکههای پازل و یک قبرستان قدیمی و منحصربهفرد است چرا که این آرامستان با قبرستانهای دیگر تهران فرقهای بسیار دارد. این آرامستان در خارج از شهر تهران و در منطقه شمیران در نزدیکی امامزاده قاسم و در اواسط سربالایی خیابان دربند و در کوچه ظهیرالدوله، در انتهای سراشیبی، درب آهنی با شیشههای رنگی و سردر کاشیکاری شده خودنمایی میکند. محوطه قبرستان پوشیده از درختان سبز و خرم و درهمتنیده قدیمی و بیشتر سنگ قبرها در آستانه تخریب است. در این قبرستان کسی برای دیدن سنگ قبر و یا دیدن مجسمه و ساختمان زیبای آرامگاهها یا نمیگذارد. اینجا مدفن افرادی است که با آثارشان زندهاند و میشود بخشی از تاریخ معاصر را در این مکان ورق زد. بیشتر افراد دفن شده از چهرههای شاخص و آشنا هستند؛ انگار همین چند وقت پیش کتابی از آنها خواندهاید و یا آوازی و نوایی از آنان شنیدهاید. اینجا یک آرامگاه اختصاصی است؛ بسیاری از سیاستمداران و نظامیان و شعرا و نویسندگان و شماری از ورزشکاران، این محل را برای دفن خویش انتخاب کردهاند و دیگر قبرها متعلق به بستگان آنهاست که به واسطه آنها در اینجا به خاک سپرده شدهاند، مثل پسر و دختر صفاعلی، پدر و مادر استاد ابوالحسن صبا، مادر داریوش رفیعی، برادر رهی معیری، همسر حسن تقیزاده، پسر عبدالمجید بختیار، همسر و دختر درویشخان، همسر صفیعلیشاه، پسر مرتضی یزدانپناه و بسیاری دیگر. تعدادی از این افراد عضو انجمن اخوت بودند که در جوار مرشد خود صفا علی به خاک سپرده شدهاند و عدهای از هنرمندان موسیقی در کنار درویشخان توازنده چیرهدست و استاد مسلم موسیقی زمان خویش خفتهاند، شاگرد در کنار استاد.
بسیاری از سنگقیرها فاقد تاریخ فوت میباشند چون این قیرها رزرو هستند و مدفون ندارند. در سال ۱۳۴۰ شمسی با ممنوعیت تدفین و در سالهای ۴۰ تا ۶۰ با مجوز و بسیار محدود، تدفین در این قبرستان صورت گرفته که باعث شده تعداد زیادی از قیرهای ذخیرهشده (رزرو) خالی بمانند و فرصت خاکسپاری صاحبان قیرها هرگز ایجاد نشده است.
روی تعداد زیادی از سنگقیرها، نشان تبرزین و کشکول و نشان انجمن اخوت حک شده است که گویای عضویت در انجمن و ارادتمندان به صفا علی ظهیرالدوله است. درباره انجمن اخوت، اهداف و دستاوردهای آن و یا نقش فراماسونرها، منابع، کتابها و مقالههای فراوانی وجود دارد که در حین پژوهش، مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است اما هدف از نگارش این کتاب آشنایی با خفتگان در آرامستان ظهیرالدوله و نقش این افراد در تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات این مرز و بوم است.
متأسفانه برای تحقیق و پژوهش و شناسایی افراد دفن شده در این قبرستان منابع زیادی موجود نیست و بسیاری از آنها غیر قابل دسترسی است بهخصوص در زمینه عکس و اسناد که این موضوع روند پژوهش را با کندی و دشواریهای زیادی مواجه کرده است. با پژوهشهای میدانی و کتابخانهای و ارتباط با خانواده درگذشتگان و مساعدت و همکاری سازمانهای چون: مرکز اسناد و عکس مجلس شورای اسلامی، مرکز اسناد روزنامه اطلاعات، کتابخانه مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، کتابخانه بافت تاریخی شهرداری منطقه ۱۲، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کتابخانه کانون پرورشی کودکان و نوجوانان، شورای کتاب کودک، موزه و مرکز اسناد گمرک ایران، سازمان میراث فرهنگی و کتابخانه حوزه هنری و… مراحل تدوین این کتاب به انجام رسیده است.
آرامستان ظهیرالدوله جایی فراتر از محل آرامیدن انسانها است. یک موزه در فضای باز است که در خود شخصیتها و داستانهای جذاب و متفاوتی دارد. برخی از خفتگان در این خاک از مفاخر هنری و فرهنگی ایران هستند و کسانی که برای بازدید میآیند برای ادای احترام به این بزرگان گام به قبرستان ظهیرالدوله میگذارند.
آرامستان ظهیرالدوله از لحاظ هویت تاریخی، فرهنگی ایران شهرتی برابر آرامگاه پرلاشز در شهر پاریس را دارد و همین نکته بر اهمیت نگهداری از این هویت تاریخی کشور میافزاید، اما به هر دلیل تا این لحظه قدمی برای حفاظت و احیای این اثر تاریخی، فرهنگی کشور برداشته نشده است.
آرامگاه ظهیرالدوله به نوعی چهارسوق هنر و علم و ادب و سیاست است. وقتی آدم گذارش به این آرامگاه میافتد، گویی در گذرگاه تاریخ قدم میگذارد و این سنگها، هنرمندان، سیاستمداران، ادیبان و فرهیختگانی را به یاد میآورند که در شکلگیری فرهنگ، تاریخ و هویت این شهر و این کشور سهیم بودهاند و نقششان هنوز پابرجاست. از این روست که گویی ظهیرالدوله جلوهای از حیات جاوید خادمان فرهنگ و هنر است.
امیدوارم این تلاش کوچک سهمی در شناساندن این نامداران خفته در ظهیرالدوله برای علاقهمندان و نسلهای آینده باشد.
فهرست مطالب
- پیشگفتار
- مقدمه
- مختصری درباره جغرافیای تاریخی شمیران
- قبرستانهای تهران
- قبرستان ظهیرالدوله
- مدفونین در ظهیرالدوله
- وضعیت فعلی گورستان ظهیرالدوله
- زندگینامه ظهیرالدوله
- پدران ظهیرالدوله
- همسر و فرزندان ظهیرالدوله
- آثار و تالیفات
- زندگی سیاسی و مناصب حکومتی ظهیرالدوله
- روش و منش ظهیرالدوله در امر حکومت
- اعتقدات و اقدامات
- طریقت فقر و ارادت به صفی علیشاه
- صفی علیشاه
- انجمن اخوت
- اقدامات انجمن اخوت
- ایجاد ارکستر و برگزاری کنسرت
- برگزاری جشنها و مراسم
- آموزش صنایع و حرف مختلف
- اجرای نمایش سیاسی
- فوت ظهیرالدوله
- بزم خاموش
- اسامی درگذشتگان (بر اساس حروف الفبا)
- سنگ کتیبه آبانبار ظهیرالدوله
- تصاویر
- منابع

























