جامعه ارمنی یکی از قدیمیترین جوامع مذهبی در ایران است. حضور موثر آنها در جای جای این سرزمین و ادوار گوناگون تاریخی بیانگر نقشی است که آنها در طی این دوران بر عهده داشتند. آثار به جا مانده از این حضور چنان است که ایران را در فهرست نخستین سرزمینهایی قرار داده که پذیرای مسیحیان شد و هم اکنون نیز کلیساهای تاریخی آن در زمره قدیمیترین نشانههای مذهبی این گروه دینی حائز اهمیت و احترام است.
تاریخ مهاجرت گروههای مذهبی مسیحی به سالهای نخستین ظهور این آئین در جهان باز میگردد. این حضور به شکل گیری نخستین هسته جمعیتی از مسیحیان جهان منجر شد. پس از آن نیز جوامع مسیحی در ادوار مختلف تاریخ مهاجرتهایی به ایران داشتند. دو موج مهم و گسترده این مهاجرت که به کوچ اجباری به داخل مرزهای ایران انجامید در زمان پادشاهی شاه عباس اول و سپس در دوران حکومت آغامحمدخان قاجار رقم خورد. علاوه بر موج خارجی، مهاجرتهای داخل سرزمینی نیز باعث جا به جایی تودههای جمعیتی مسیحی در داخل ساختار مرزی کشور میشد. جابه جایی صنعتگران مسیحی از جلفای اصفهان به دستور خان زند و جابه جایی مجدد آنها از شیراز به تهران به دستور فتحعلی شاه قاجار از جمله شاخصترین آنها است.
در منابع تاریخی به حضور دو خانواده ارمنی در تهران، در دوران حکومت شاه عباس اول اشاره شده است. به نظر میرسد که به مرور بر تعداد مسیحیان تهران افزوده شده باشد. آنچنانکه طبق گزارشی به اسکان آنها در نزدیکی دروازه عبدالعظیم حسنی در سال ۱۷۵۰ میلادی (۱۱۲۹ خورشیدی) اشاره شده است.
با روی کار آمدن سلسله زندیه و آغاز جنبش ساخت و ساز در شیراز، هنرمندان و صنعتگران ارمنی از جلفای اصفهان به پایتخت زندیه منتقل شدند. این گروه پس از استقرار خان زند در تهران، عازم این شهر کوچک شدند تا در ساخت و ساز ارگ حکومتی و ساختمانهای وابسته به آن مشغول کار شوند. در همین دوره است که محله ارامنه در جنوب بازار تهران تشکیل شده و نخستین کلیسای شهر تحت نام کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس مقدس در کوچه ارامنه در مجاورت بازار حضرتی و دروازه عبدالعظیم حسنی احداث میشود. بعدها و با روی کار آمدن سلسله قاجاریه این گروه همچنان به زندگی خود در محله ارامنه و کار در دربار قاجاریه ادامه میدهند. همزمان با این افراد، گروهی از اسرای مسیحی توسط آغامحمدخان از قراباغ کوچانده شده و در بیرون دروازه قزوین ساکن میشوند. همچنین در زمان سلطنت فتحعلی شاه گروه دیگری از ارامنه صنعتگر از جمله شیشهگر از ارمنیان جلفای اصفهان برای انداختن شیشههای قصر قاجاریه به همراه خانوادههای خود به تهران فراخوانده شدند. این جمعیت از ارامنه در جنوب بازار تهران ساکن میشوند.
به این ترتیب در زمان دومین پادشاه قاجاریه، مسیحیان تهران حداقل دو کانون مهم زیستی تشکیل داده اند. گروهی در داخل تهران تهماسبی و در مجاورت دروازه عبدالعظیم و گروه دیگر در بیرون دروازه قزوین. کلیسای گئورگ مقدس در سال ۱۷۹۵ میلادی (۱۱۷۴ خورشیدی) در بازارچه قوام الدوله و در حد فاصل این دو محله ساخته میشود تا پیوند میان دو محله برقرار شود. بعدها و در عصر ناصری در محدوده این کلیسا بنیان نخستین مدرسه ارامنه تهران به نام مدرسه هایگازیان گذاشته میشود. مدرسهای که نخستین سالن نمایش ارامنه نیز در آن شکل میگیرد.
در آئین مسیحیت، نهاد کلیسا از مهمترین ارکان اجتماعی جامعه به شمار آمده و علاوه بر کارکرد مذهبی، متولی سایر امور اجتماعی و از جمله آموزش نیز میباشد. همچنین امور خیریه و امدادی نیز بر عهده خادمان کلیسا بود. به این ترتیب است که این نهاد در جامعه پیشامدرن به یک قدرت موثر اجتماعی و مذهبی و حتی اقتصادی تبدیل شده بود. در ایران نیز متولیان کلیسا در امور دیگر جامعه مسیحی و حتی جامعه میزبان مسلمان مشارکت داشتند و در زمینه درمان یا آموزش حضوری فعال و موثر داشتند.
با توسعه تهران در عصر ناصری و افزایش امنیت اجتماعی و همچنین تاسیس سفارتخانههای متعدد، تعدادی از خانوادههای ارمنی در نقاط دیگر شهر و به ویژه در مجاورت سفارتخانههای خارجی ساکن شده و محلات دیگر ارامنه در اودلاجان و دولت را پدید میآورند. متعاقب این حضور اماکن مذهبی و مزارستانهای مسیحی نیز در سطح شهر و پیرامون آن گسترده میشوند. طبق آمار رسمی جمعیت ارامنه، جمیعیت این گروه از ۷۵ خانوار شامل ۱۶۲ مرد و ۱۴۸ زن در سال ۱۲۶۵ قمری (۱۲۲۸ خورشیدی)، به ۱۵۷ خانوار (۷۵۰ نفر) در سال ۱۲۸۹ قمری (۱۲۵۱ خورشیدی)، ۲۴۱ خانوار (۱۱۷۷ نفر) در سال ۱۲۹۷ قمری (۱۲۵۹ خورشیدی)، ۳۲۰ خانوار (۱۴۵۰ نفر) در سال ۱۳۲۱ قمری (۱۲۸۲ خورشیدی) به ۵۵۷ خانوار (۱۵۰۵ مرد | ۱۴۰۰ زن) در سال ۱۳۳۱ قمری (۱۲۹۲ خورشیدی) افزایش یافت. این جمعیت در سالهای پایانی سلسله قاجاریه به ۳۲۴۷ نفر شامل ۱۶۳۳ مرد و ۱۶۱۴ زن افزایش پیدا کرد.
همزمان با جمعیت ساکن در محدوده شهری، گروه دیگری از ارامنه در روستاهای پیرامونی تهران نظیر ونک، دروس، دولاب، خوردین، بومهن و… ساکن شدند.
بنا بر آماری که هولتسر در سال ۱۲۹۷ قمری (۱۲۵۹ خورشیدی) ثبت کرده است. تنها در چهار روستای ونک، دروس، خوردین و بومهن در مجموع ۶۹ خانواده ارمنی شامل (۱۶۵ مرد و ۱۴۷ زن) ساکن بودند.
حضور ارامنه در تهران همواره با مشارکت اقتصادی و اجتماعی همراه بوده است. آنان در صنایع کوچک، تجارت، نجاری، قنادی، مکانیکی و سایر مشاغل شهری فعال بودند و در کنار آن فعالیتهای فرهنگی و آموزشی خود را در قالب مدارس، انجمنها و محافل دینی ادامه دادند. همچنین مهاجرتهای پس از جنگ جهانی دوم و بازگشت بخشی از ارامنه به ارمنستان، باعث شد که تعداد زیادی از ارامنه روستاهای اطراف تهران به مناطق شهری منتقل شوند و محلاتی مانند بهجتآباد، یوسفآباد، قزلقلعه، حشمتیه، مجیدیه، وحیدیه، زرکش و نارمک پذیرای این جمعیت تازهوارد شوند.
ارامنه تهران در کنار حفظ هویت دینی و فرهنگی خود، نمونهای از همزیستی مسالمتآمیز با دیگر اقوام و مذاهب در پایتخت ایران بودهاند. از مهاجرتهای اجباری صفوی و دوره نادرشاه گرفته تا سکونت داوطلبانه و توسعه محلهها در دوران قاجار و پهلوی، آنان توانستهاند با حفظ کلیساها، مدارس و انجمنهای خود، پیوند تاریخی خود با تهران و ایران را مستحکم نگه دارند و نقشی مهم در تاریخ، فرهنگ و اقتصاد پایتخت ایفا کنند.
ارامنه تهران در طول تاریخ در مشاغل متنوعی فعال بودند. علاوه بر صنعتگران اولیه تهران، قنادها و شیرینیپزهای ارمنی با طعم و ذوق خاص خود معروف بودند و کافهها و قنادیهای آنان، علاوه بر ارامنه، مشتریان غیرارمنی نیز داشتند. نجاران هنرمند، مکانیکهای حرفهای و آشپزهای باسلیقه از دیگر گروههای فعال بودند. تمرکز این مشاغل اغلب به محلههایی مانند ونک، دهونک، زرکش، دماوند و دیگر محلاتی که ارامنه در آن سکونت داشتند محدود بود.
یکی از مهمترین جلوههای فرهنگی و مذهبی ارامنه تهران، کلیساها هستند. این کلیساها نهتنها مرکز عبادت، بلکه پایگاههای اجتماعی و فرهنگی بودند. از میان کلیساهای برجسته میتوان به کلیسای سرکیس مقدس در خیابان کریمخان زند اشاره کرد که یکی از نمونههای بارز معماری ارمنی در تهران است. کلیساهای دیگر مانند کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس مقدس در خیابان مولوی و کلیسای سورپ گئورگ در محله دروازه قزوین، مراکز اصلی اجتماعات ارامنه بودند و نقش مهمی در تحکیم هویت دینی و فرهنگی این جامعه ایفا کردند. این کلیساها با وجود تغییرات شهری و از بین رفتن بسیاری از بافتهای قدیمی، هنوز بخشی از هویت تاریخی ارامنه تهران را حفظ کردهاند و بهعنوان نمادهای حضور دیرینه آنان در پایتخت شناخته میشوند.
در این مختصر شایسته است تا به مهمترین کلیساهای ارمنی تهران نگاهی گذرا داشته باشیم:
- کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس
این کلیسا قدیمیترین کلیسای ارمنی در تهران است که در اواخر قرن هجدهم میلادی (۱۸۰۸ میلادی) ساخته شد و نخستین عبادتگاه رسمی ارامنه در پایتخت محسوب میشود. این بنا در محله «کوچه ارامنه» نزدیک بازار بزرگ تهران قرار دارد و در زمان خود تنها مکان دفن مسیحیان در شهر بوده است. در دهههای بعد نیز مرمت شد و نقاشیهای داخلی آن دوباره کشف شدند.
- کلیسای گئورگ مقدس
این کلیسا دومین کلیسای ساخته شده در تهران است که در محله سنگلج واقع شده و قدمت ساخت آن به سال ۱۷۹۵ میلادی بازمیگردد. بنای اولیه آن به صورت محراب کوچک بوده و با افزایش جمعیت ارامنه توسعه یافت
- کلیسای میناس مقدس
کلیسای میناس در منطقه ونک واقع شده و در سال ۱۸۷۵ میلادی بازسازی شد؛ اگرچه پایه آن از سال ۱۸۵۶ میلادی بوده است. این کلیسا در محله ارمنینشین ونک، که بعدها با گسترش شهر تهران جزئی از ساختار شهری شد، قرار دارد و نقش مهمی در زندگی ارامنه این منطقه داشته است.
- کلیسای مریم مقدس
این کلیسا در سال ۱۹۴۵ میلادی تکمیل شد و تا سال ۱۹۷۰ میلادی، محل اقامت و دفاتر اسقفی جامعه ارامنه بوده است. پس از انتقال خلیفهگری به کلیسای سرکیس مقدس، این مکان به مرکزی فرهنگی نزدیک شد.
- کلیسای سرکیس مقدس
کلیسای سرکیس در دهه ۱۹۶۰ میلادی ساخته شد و در سال ۱۹۷۰ تکمیل گردید؛ این کلیسا بهعنوان کلیسای جامع و مرکز خلیفهگری ارامنه تهران شناخته میشود و بنایی برجسته با معماری مدرن در میان کلیساهای ارمنی در پایتخت است.
- کلیسای وارطانانتس و دیگر نمازخانهها
از جمله دیگر کلیساهای شهر تهران میتوان به کلیسای گریگور لوساوریچ (وابسته به ارامنه کاتولیک) یا کلیسای وارطانانتس و مجموعهای از نمازخانههای کوچک اشاره داشت که برخی از آنها متروک و تعداد کمی از آنها همچنان فعال هستند.




























