• امروز : یکشنبه - ۹ آذر - ۱۴۰۴
  • برابر با : Sunday - 30 November - 2025

سر خط خبرها

سسک چیف چاف دم جنبانک ابلق درباره تهران تاریخی حساس هستیم تندیس مولانا در میدان خیام در پایتخت گزینیِ تهران دومین شماره از ماهنامه الکترونیک تهران‌شهر منتشر شد نخستین شماره از ماهنامه الکترونیک تهران‌شهر منتشر شد درس‌ گفتار «تئاتر شهر و عناصر پیرامونی» منتشر شد درس گفتار سینما و سینماداری در خیابان لاله‌زار منتشر شد نشست معرفی و نقد و بررسی کتاب «روایت قتل پادشاه» برگزار شد. دفتر نخست از مجموعه کلیمیان ایران منتشر شد دفتر تکیه دولت منتشر شد نشست نمایش و نقد و بررسی مستند «تکیه دولت» برگزار شد. دفتر شناخت محله اودلاجان منتشر شد دفتر راهنمای تخصصی خانه موزه مقدم منتشر شد شناخت‌نامه میرزاده عشقی منتشر شد درس گفتار کوچه اتابک منتشر شد دفتر راهنمای تخصصی موزه ایران باستان منتشر شد درس گفتار کوچه دندانساز منتشر شد درس‌ گفتار باغ علاءالدوله منتشر شد درس‌ گفتار کوچه پشت شهرداری منتشر شد درس گفتار باغ لاله‌زار منتشر شد نشست پنجم کارگاه تخصصی «سرگذشت خیابان لاله‌زار» برگزار شد. نشست چهارم کارگاه تخصصی «سرگذشت خیابان لاله‌زار» برگزار شد نشست سوم کارگاه تخصصی «سرگذشت خیابان لاله‌زار» برگزار شد. دومین نشست از مجموعه نشست‌های کارگاه «سرگذشت خیابان لاله‌زار» برگزار شد. نشست نخست کارگاه تخصصی «سرگذشت خیابان لاله‌زار» برگزار شد. چرا به خوانندگان لاله‌زاری سرکوفت می‌زنند؟ در اهمیت حسین کریمان بودن

2

تاثیر مرگ کرمانشاهی | علی اصغر گرمسیری

  • کد خبر : 6107
  • ۰۸ تیر ۱۳۱۱ - ۰:۰۰
تاثیر مرگ کرمانشاهی | علی اصغر گرمسیری
ممکن است فحش و ناسزا، سرزنش و تنبیه در یک نفر دور از صنعت ذره‌ای اثر نبخشد ولی کمترین تألم روحی قلب یک صنعتگر را جریحه‌دار می‌سازد. کرمانشاهی یکتا مردی بود که از پشت کوه قاف از سرزمین قفقاز به عشق وطن و صنعت به ایران آمد...

در چند سال اخیر از همکیشان و برادران وطن کسی نمانده بود که صنعت را دوست بدارد و کرمانشاهی را نشناخته یا اقلا در جراید و اعلانات نام نشانی از او ندیده و نشنیده باشد… دریغ! که رود چرخ کج‌رفتار و سپهر گردون سایه ناسازگاری خود را بر چهره این اختر منور افکنده… نقطه‌های تاریک زندگی که با ناامیدی‌ها، فلاکت، ادبار و بدبختی‌ها توأم است پیوسته ما را به یک چیز متذکر می‌سازد: یک استاد، یک صنعتگر، یک مربی اخلاق، یک شاعر یا یک نویسنده که به وسیله قرایح خداداده خود روح بشریت را به لذّات درآورده و در آخرین نقطه شادمانی و سرور عروج می‌دهد، هرگز نمی‌تواند با حوادث شوم روزگار در نبرد بوده و ناملایمات گیتی را بر خود هموار کند. اگر کوچک‌ترین لغزشی در زندگی متحمل شود، اگر کمترین کنایه و اشاره‌ای برخلاف میل و ذوق خود مشاهده نماید قادر به تحمل و مقاومت نیست. قلب اشخاصی که با صنایع مستظرفه سروکار دارند از شیشه نازک‌تر و از هر چیز حساس‌تر است.

ممکن است فحش و ناسزا، سرزنش و تنبیه در یک نفر دور از صنعت ذره‌ای اثر نبخشد ولی کمترین تألم روحی قلب یک صنعتگر را جریحه‌دار می‌سازد.
کرمانشاهی یکتا مردی بود که از پشت کوه قاف از سرزمین قفقاز به عشق وطن و صنعت به ایران آمد…

کرمانشاهی ساعتی پیش… در زیر خروارها خاک… مدفون شد ولی هنوز غبار ملال زندگی، گرد ناملایمات روزگار از سطح سیمای او محو نشده است.
چه چیز این آلودگی را از صفحه عارضش می‌زداید؟ کدام آب این غبار را می‌شوید؟ آیا اسرار نهانی خود را به چه کس ابراز می‌کند؟ آیا دلیل واقعی انتحار خود را به کدام شخص می‌گوید؟…

کرمانشاهی را به پیشنهاد و اصرار بنده و جمعی علاقمندان به شمیران، گورستانی که به نام مرحوم ظهیرالدوله معروف است، برده و در آنجا به خاک سپردیم تا با ایرج کلام شعر… با ظهیر سخن عالم تصوف… را در میان نهاده و محفل انسی تشکیل دهند… اینجا مدفن یک عنصر ستمدیده و مهجوری است که از مبارزه سهمگین و هولناک زندگی شکست یافته و ناچار در این سنگر ظلمانی و خاموش پناهنده گشته است…

تو ای مرد عمل! تو ای کسی که در موقع کار حتی طبیعت هم با تو مخالفت کرده میخ به سرت می‌کوبید و تو اعتنا نداشته یک دست به سر و با دست دیگر به کار مشغول بودی! تو ای نازنینی که در موقع خود قدر تو را ندانسته و اکنون می‌فهمیم چه گوهر گرانبهائی بودی… روحت تا ابد شاد.

تو از گیتی رخت بربستی ولی تاریخ تئاتر نام تو را با آب طلا ثبت خواهد کرد.

لینک کوتاه : https://daftarhayetehran.com/?p=6107
  • نویسنده : علی اصغر گرمسیری
  • 16 بازدید